|
بعد از کلی غیبت می خوام یه کمیک دیگه بذارم که باشگاه کمیک و مانگا زحمت ترجمه اون رو کشیده.در زیر خلاصه ای از داستان را می توانید مشاهده نمایید. 
بلاخره بعد از ۲۸ عدد رای مثبت به ترجمه
این اثر اون رو آماده کردیم واستون ، هر چند اگر بخوایم این رو تموم کنیم
احتمالا شما هم مثل ما پیر شدین . چند تا کار نصفه کاره هم هست که بیشتر
توضیح نمی دم و امیدوارم اونها زودتر تموم بشن که بشه وارکرافت و
فوتبالیستها رو تحویل داد .
یک گروه ارک به رهبری ریگار در دوروتار
(که وطن ارکها در ساحل شرقی کالیمدور است) برای رسیدن به ارگریمار سفر
میکردند. سر راهشان به انسانی برخوردند که با یک کروکولیسک (نوعی
کروکودیل بزرگ) برای حفظ جانش میجنگید. دو ارک سر اینکه چه کسی خواهد برد
شرطبندی میکردند که ریگار برای اطلاع از اینکه چه میکنند سراغشان آمد.
او خیلی زود مجذوب توانایی انسان برای حفاظت از خودش در برابر کروکولیسک
شد. سرانجام ریگار خودش کروکولیسک را میکشد و انسان را بیهوش میکند.
انسان (که دیگران تصمیم میگیرند به خاطر جنگیدنش با کروکودیل «طعمهٔ
کروک» صدایش کنند) وقتی بیدار میشود، میبیند که هنوز دچار فراموشی است و
به همراه یک دروئید (برول بیرمنتل که الف شب است) و یک دختر (والیرا
سنگویرا که الف خون است) در قفس اسیر شده است. آنها به او میگویند که
اکنون عضوی از تیم گلادیاتوری آنها است. والیرا و برول به خاطر تنفری که
الفهای شب و خون از یکدیگر دارند دعوایشان میشود. بعداً ریگار سر میرسد
تا به آنها بگوید . 
ظرف سه هفته در یک مسابقهٔ قهرمانی با
دیگران خواهند جنگید و تا حد برد یا مرگ خواهد بود. آنها شروع به تعلیم
دیدن برای نبرد میکنند، اما انسان به جنگیدن تمایل ندارد. تمرینشان با
رسیدن تیم گابلین اسپارکآی قطع میشود که شامل یک ترول، یک تارن و یک
نامرده است. تیم گابلین فعلاً فقط رقیبشان را ارزیابی میکند. آن شب برول
سعی میکند به انسان کمک کند که حافظهاش برگردد. اما به خاطر درگیر بحث
دیگری با والیرا شدن کارش را ادامه نمیدهد. صبح روز بعد تیم گابلین تصمیم
میگیرد با تیم ریگار بجنگد. انسان به خاطر نجات دادن والیرا وارد میدان
میشود. انسان دست ترول را قطع میکند و تارن را میکشد. سپس تیمشان با
ارکی نیرومند روبرو میشود که آماده جنگیدن با آنها است.
برای دانلود به ادامه مطلب مراجمعه کنید
|